هیجان یک زن مغرور را که در مقابل چشمان خصمانه برهنه شده و مجبور است خود را به هر مجازات شرمآوری که او را در مخمصه تحقیرآمیزش قرار میدهد، تسلیم کند، ارائه میدهد. گاهی اوقات، مواجههی درماندهی او بدترین بخش مصیبت اوست، مانند زمانی که در یک بازی پوکر برهنه میبازد. اما بیشتر اوقات، یک عنصر جنسی آیینی در تحقیر او وجود دارد. شاید او در مقابل جمعیت متخاصم در میدان مورد تجاوز قرار گرفته باشد، یا مجبور شده باشد در خیابانها سینه خیز برود در حالی که دهقانان میوهها و ضایعات گندیده را برای لکهدار کردن زیبایی او پرتاب میکنند. این همیشه انتقام شیرینی برای دشمنان و بدگویانش است!